مدیر وبلاگ
 
زندگی زیباست ای زیبا پسندان
fogholade ehsasi*ba marefat*bad shaans*bi siyasat*fogholade sade*zud asabani misham*ashegh*kheily sade*rok harf mizanam*zood ranj*bepash biuofte sheytoon*ba estedad(tarif nabashe)asheghe ax o film ocinema o......
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 5
بازدید دیروز : 12
کل بازدید : 173531
کل یادداشتها ها : 89
خبر مایه

موسیقی


طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

کشاورزی
الاغ پیری داشت که
یه روز اتفاقی میفته توی
یک چاه بدون آب. کشاورز هر چه سعی کرد نتونست
الاغ رو از
تو چاه بیرون بیاره. برای اینکه حیون بیچاره زیاد زجر نکشه،
کشاورز و
مردم روستا تصمیم گرفتن چاه رو با خاک پر کنن تا الاغ زود تر
بمیره و
زیاد زجر نکشه. مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ
هر بار خاکهای روی بدنش رو می تکوند و زیر پاش می ریخت و وقتی
خاک زیر پاش
بالا می آمد، سعی میکرد
بره روی خاک ها. روستایی ها همینطور به زنده به
گور کردن
الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا اومدن ادامه
داد، تا اینکه به لب? چاه رسید و بیرون اومد.

مشکلات
زندگی مثل تلی از خاک بر سر ما میریزند و ما دو
اتنخاب
داریم، اول اینکه اجازه بدیم مشکلات ما رو زنده به گور کنن و دوم
اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود.
 


  

میروم شاید کمی حال شما بهتر شود

می گذارم با خیالت روزگارم سر شود

از چه می ترسی برو دیوانگی های مرا

آنچنان فریاد کن تا گوش عالم کر شود


می روم دیگر نمی خواهم برای هیچ کس

حالت غمگین چشمانم ملال آور شود

باید این بازنده ی هر بار- جان عاشقم -

تا به کی بازیچة این دست بازیگر شود

ماندنم بیهوده است امکان ندارد هیچ وقت

این منِ دیرین ، منِ یک آدم دیگر شود
 
  
و خداوند خر را آفرید . به او گفت: تو یک
خر خواهی بود و مثل یک خر کار خواهی کرد و بار خواهی برد، از زمانی که
تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سرمی رسد. و همواره بر پشت
تو باری سنگین خواهد بود و تو علف خواهی خورد و ازعقل بی بهره خواهی بود و
پنجاه سال عمر خواهی کرد !
خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا ! من می خواهم خر باشم، اما پنجاه سال
برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم.

پس خداوند آرزوی خر را برآورده کرد.
و خدا سگ را آفرید . به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین
دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد. تو غذایی را که به تو می دهند
خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد!

سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا ! سی سال زندگی عمری طولانی است. کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم.

پس خداوند آرزوی سگ را برآورده کرد.
و خدا میمون را آفرید .. به او گفت: تو یک میمون خواهی بود. از این شاخه
به آن شاخه خواهی پرید و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی
داد و بیست سال عمر خواهی کرد.

میمون به خداوند پاسخ داد: بیست سال عمری طولانی است، من می خواهم ده سال عمر کنم.

پس خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.
و سرانجام خداوند انسان را آفرید . به او گفت: تو انسان هستی. تنها مخلوق
هوشمند روی تمام سطح کره زمین. تو میتوانی از هوش خودت استفاده کنی و
سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی و تو
بیست سال عمر خواهی کرد.
انسان گفت: سرورم ! من دوست دارم انسان باشم، اما بیست سال مدت کمی برای
زندگی است. آن سی سالی که خرنخواست زندگی کند و آن پانزده سالی که سگ
نخواست زندگی کند و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند، به من بده !

و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد
و از آن زمان تا کنون انسان بیست سال مثل انسان زندگی می کند . . . و پس
از آن سی سال مثل خر زندگی می کند، ازدواج می کند و مثل خر کار می کند و
مثل خر بار میبرد . . . و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل
سگ از خانه ای که درآن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند
می خورد . . . و وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون زندگی می کند، از خانه این
پسر به خانه آن دختر می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند
. .

این بود همان زندگی که انسان از خدا خواست!

  




عدد هفت در همة فرهنگ‌ها و ادیان عدد
مقدسی است. سفرة رنگینی هم که ایرانیان برای تحویل سال نو می‌چینند هفت
سین دارد که همگی جنبة نمادین دارند. سبزه اولین و شاخص‌ترین سینی است که
هر سفره‌ای به آن مزین می‌شود. اغلب زنان ترجیح می‌دهند سبزه را خودشان
از دانه‌های گندم، عدس یا جو سبز کنند. به این دلیل چند روز مانده به عید
دانه‌های مرطوب را در سینی پهن می‌کنند. این‌که سبز کردن دانه‌های خوردنی
به زنان محول می‌شود، توجیه نمادین دارد. به‌ویژه آن‌که آغازگر کشاورزی
زنان بوده‌اند. زیرا مردان شکار می‌رفتند و گله را برای چرا به دشت‌ها می‌بردند،
و زنان به باغبانی و کشاورزی می‌پرداختند. از سوی دیگر در فرهنگ‌های
باستانی الهه‌های زایش و رویش همواره از بین زنان انتخاب شده است. با این
ذهنیت تاریخی دربارة زنان، سبز کردن سبزه توجیه اسطوره‌ای و نمادین پیدا
می‌کند. سین‌های بعدی سیب، سمنو، سیر، سنجد، سکه و سماق هستند که با نیت
هفت‌سین خوشبختی سعادت، سیادت، سلامت، سپیدروزی، سرافرازی، سخاوت و
سربلندی روی سفره‌ای حصیری یا پارچه‌ای و یا بر روی سینی بزرگی چیده می‌شود.
پیروان مذاهب مختلف کتاب مقدس خود را نیز سر سفرة هفت‌سین می‌گذارند،
مسلمانان، کلیمیان و زرتشتی‌ها به ترتیب قرآن، تورات و اوستا در سفرة هفت‌سینشان
دارند.
سفرة عید شیرینی و میوه و آجیل و اسپند و آیینه و آب و تخم‌مرغ‌های رنگین
هم دارد و جایی هم به ماهی قرمز و تنگ بلورش داده می‌شود. رنگ کردن تخم‌مرغ‌ها
و چیدن سفرة هفت‌سین محصول مشترک مادران و بچه‌هاست.
زرتشتی‌ها در کنار هفت‌سین، سفرة هفت‌شین نیز پهن می‌کنند و در آن شمع و
شراب و شمشاد و شیرینی و شیر و شاهدانه و شربت می‌گذارند. آویشن و سنجد و
اسپند هم، که پای ثابت همة آیین‌های مذهبی آنهاست، در چهارگوشة سفره‌شان
دیده می‌شود.
سفرة هفت‌سین چند ساعت قبل از لحظة تحویل سال پهن می‌شود. تا آن موقع،
زنان همة کارها را انجام داده‌اند و همه چیز برای آغاز سال نو مهیاست.
تمام این تکاپوها برای رسیدن یک لحظه است: لحظة تحویل، که به دنبالش بهار
می‌آید و نشانه‌هایش را می‌آورد. بهار با جشنوارة رنگ‌های شاد گل‌ها که
در دامن دشت‌ها به‌پا می‌شود، بهار با اندام عریان درختانی که جامة سبز
به تن می‌کنند. هر برگ و شکوفه‌ای که جوانه می‌زند شمعی است که به افتخار
جشن تولد طبیعت روشن می‌شود.
در دید و بازدیدهای عید و پذیرایی از مهمانان باز هم نقش اصلی را زنان
ایفا می‌کنند.
دکتر نیک‌نام دربارة نقش زنان در مهمانداری می‌گوید: «زرتشتیان از آن جهت
نوروز را گرامی می‌دارند که باور دارند در ایام پیش از نوروز، میزبانِ
مهمانان ارزشمندی هستند که روان درگذشتگان آنهاست. یعنی روان همة انسان‌هایی
که از اول تا امروز بوده‌اند و درگذشته‌اند؛ زنان زرتشتی به همین دلیل
خانه‌تکانی می‌کنند. تهیة غذاهای خوب و لباس‌های نو برای فرزندان و بقیة
افراد خانواده و سپس پذیرایی از مهمانان به عهدة آنهاست.» وی دربارة این‌که
این وظایف از کجا برای زنان تعیین شده است، می‌گوید: «در دین زرتشتی،
تقسیم وظایف در اوستا مشخص شده است. به‌ویژه آن‌که ما به زن‌ها صفت
کدبانو می‌دهیم "کَد" یعنی خانه و "بانو" یعنی پادشاه، به عبارتی زنْ
پادشاه خانه است و همة آنچه به امور خانواده مربوط است بر عهدة زنان است
و این نقش همچنان حفظ شده است.» دکتر وکیلیان هم نوروز را جشنی خانوادگی
توصیف می‌کند و می‌افزاید: «به همین دلیل همة تدارک عید از خانه‌تکانی،
سبزه سبز کردن و درست کردن شیرینی و گستردن سفرة هفت‌سین با سلیقه و نظر
زنان انجام می‌شود. از مهم‌ترین رسوم عید دید و بازدید و صلة رحم است که
بار آن به دوش زنان است. تازه مگر هر وقت مهمانی وارد خانه می‌شود، زن
خانه از او پذیرایی نمی‌کند و کارها را به عهده نمی‌گیرد؟ خوب، در نوروز
این بار سنگین‌تر است و اصلاً به همین دلیل است که نوروز بدون زن بی‌معنی
است و لطفی ندارد. شاید بدون مردان نوروز برگزار شود اما بدون زنان هرگز.»

 







  
عکس های بسیار جالب از سران کشورها از جمله احمدی نژاد وبوش و.....در یک نمایشگاه. حتما ببینید

achsel_des_boesen.jpg

hock_wurm.jpg

klimakatastrophe.jpg

klischee_wirklichkeit.jpg


kurnaz_affaire.jpg

nachgeburt.jpg

peter_hartz_lustreisen.jpg


handke_heinepreis.jpg

 stoiber_csu.jpg


  
ه



این هم دو عکس دیدنی از آقای رضا عطاران به همراه خاطره حاتمی ( البته با گریم جالب ) در فیلم قرنطین


  
پسرها نمی‌توانند
1- با داشتن هیکلی ضایع تیشرت تنگ نپوشند و فیگور نگیرند!
2- از کلاس پنجم دبستان صورتشون رو سه تیغه نکنند و after shave نزنند!
3- پس از یافتن اولین مو در پشت لب احساس مردانگی نکنند و به فکر ازدواج نیفتند!
4- در مهمانیها و محافل خانوادگی احساس با مزگی نکنند و چرت و پرت نگویند!
5- ادعای با مرامی و با معرفتی و با وفایی و غیره نکنند!
6- کت و شلوار صورتی با بلوز زرد نپوشند و کراوات قهوه‌ای نزنند!
7- احساس با غیرتی نکنند و راه به راه به آبجی کوچیکه گیر ندهند!
8- از 9 سالگی پشت ماشین باباشون نشینند و پدر ماشین رو در نیارند!
9- مطالب چرت و پرت نگند و از خودشون تعریف نکنند!
دخترها نمی‌توانند
1- با داشتن دماغی تیر کمونی یا عقابی متالیک به جراح مراجه نکنند!
2- با دیدن یکی از خودشون خوش تیپ‌تر، میگرن نگیرن و از زور ناراحتی غش نکنند!
3- با داشتن قدی کوتاه کفش پاشنه 60 سانتی نپوشند و احساس قد بلندی نکنند!
4- روزی 24 ساعت با تلفن حرف نزنند!
5- روزی 30-40 هزار تومان آت و اشغال نخرند!
6- از مهمونی و عروسی و برای هم خالی نبندند و با خالی‌بندی لایه اوزون رو جر ندهند!
7- با یه دماغ عمل کرده احساس خوشگلی نکنند و فکر نکنند که مادر زادی همینجوری بودن!
8- مطالب چرت و پرت این قسمت رو بخونند و از عصبانیت سکته نکنند!

             


  

رفیق من سنگ صبوور غمها؛ به دیدنم بیا که
خیلی تنهام

My only friend the “lover’s Stone of
patience”.

Help me embrace my loneliness!

   

Entry for February 26, 2007 magnify

هیچکی نمی فهمه چه حالی دارم؛ چه دنیای رو
به زوالی دارم

No one sees my sea of agony nor

How my world is crashing around me!

مجنونم و دل زده از لیلی ها؛ خیلی دلم گرفته
از خیلی ها

Majnoun am I,bereft of all leilis!

Forced into suffering much from so
many!

نمونده از جوونی هام نشونی؛ پیر شدم پیر تو
ای جوونی

Youth is lost to this raging heart!

Age falls on me in her destructive
might.

تنهای بی سنگ صبور؛ خونه ی سرد و سوت و کور

Lonely, without the “lover’s stone of
patience”.

Heartless home,cold and blessed by
gloom!

توی شبهات ستاره نیست؛ موندی و راه چاره
نیست

No star rises to adorn my night,no
hope,no solution in sight.

اگر که هیچ کس نیومد؛ سری به تنهاییت نزد

No friendly face to greet me , No
gracious companion to fill my lonely doom!

اما تو کوه درد باش؛ طاقت بیار و مرد باش

You be the rock of pain,bear it end
become a man!

.....غریب magnify


اگر بایی همون جوری که بودی؛ کم میارن حسودا
از حسودی

 

صدای سازم همه جا پر شده؛ هر کی شنیده از
خودش بیخوده

My santour sings
out.Those who hear fall into oblivion!

اما خودم پر شدم از گلایه؛ هیچی ازم نمونده
جز یه سایه

Yet filled with
grievance am I .naught but a silhouette,

سایه ای که خالی از عشق و امید؛ همیشه محتاج
به نور خورشید

I silhouette without
love,without hope,in constant need of sunlight.

                                                                                               

                                                                                       {محسن چاوشی}


  




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ